این ها فقط یک کابوس است !

 

روزها نمی گذرد و انگار


 

 ثانیه ها را

 


 به دار آویخته اند....

 


 ازین صحنه


 

 صحنه ای که مرگ جلوی چشمانم


 

دست و پا میزند


 

 هراسانم...

 

ثانیه هـــــا

        

فلـسطیــن

            

میـانمار

                  

خوشبختی

 

جان دادن  همه را

 

به چشمان خویش میبینم...

 

خدایا

 

این کابوس لعنتی را توام میبینی؟

 

به دادمان برس!

 

" هم نفس "

 

 

/ 22 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zoha

راستي يه سوال... اينكه گفتي بزرگتر از سنم مينويسم.. يا ... حالا اين بد يا خوب؟؟[زبان]

مهدی

خاطرات خیلی عجیبند !!! گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه میکردیم . . . گاهی گریه میکنیم به یاد روزهایی که میخندیدیم . . . !!!

كيميا

سلام دوست عزيز وبلاگ شما هم زيباست اميدوارم موفق باشي [لبخند][گل]

arash

با عنوان computer

محدثه

یعنی فقط می تونم بهت بگم هربار که نوشته هاتو می خونم گریه می کنم.تو فوق العاده ای. می شه ادرس جایی که عکسای قشنگ وبتو پیدا میکنی برام ایمیل کنی؟

مریم

خيلي وقتا بهم گفتن چرا ميخندي بگو ما هم بخنديم ... اما هرگز نگفتن چرا غصه ميخوري... بگو ما هم بخوريم ...!

مریم

قهوه ي تلخ عشق را شكر مي ريزيم من هم مي زنم تو هم مي زني ناگهان تقدير … همه چيز را … بر هم مي زند…

پريسا

عزيزم وبت فوق العاده ناز و شيكه اين مطلبت هم خيلي قشنگ بود. خدا به داد همهمون برسه ايشالله ميام و اشكالتم رو ازت ميپرسم و زحمت ساخت قالم رو ت مي دم[زبان][خجالت] [ماچ][گل]