کجای این دنیا ؟؟؟

 

من !

 

من آن شاپرک زیبا 

 

که رقص در هوا

  

آرزوهایم چون باد

  

بزرگ و رقصان بود

  

کجای این دنیا

  

بالهایم پر پر شد .. ؟

 

کجای این دنیا

  

وجودم را

  

به بازی شوم تقدیر

  

باختم...؟

 

" هم نفس "

پ . ن  طولانی :

 

امشب از آن شب هاست... 

دلتنگ میشوم

این بار

فراتر از همه ی دلتنگی هایم

دلتنگ میشوم...

من امشب

دلم تنگ است...

دلتنگم برای خودم !

خود از یاد رفته ام!

کجای این دنیا

دستانم از دستم رها شد؟

کجای این دنیا

خودم را

وجود مطهرم را

در بازار شلوغ بی رحمی

رها کردم ...؟

کجای این دنیا

اولین گناهم را

تقدیم به ابلیس  کردم؟

کجای این دنیا

آدمیت را

زیر پاهایم

لگد مال کردم... ؟

من

کجای این دنیا

خدایم را

به فراموشی سپردم؟

کجای این دنیا

راز و نیازم را

نماز شبم را

در عوض خوابی سنگین

به شیطان فروختم؟؟؟

کجای این دنیا

راهم را

گم کردم؟؟؟

خدایا

تو میدانی ؟؟؟؟؟؟

 

 نگاه کن

 

نگاه کن پنجره را

 

کسی

 

شبیه تو

 

در آن سوی پنجره ها

 

به انتظار آمدنت

 

همه ی طلوع را

 

ایستاده به انتظــــار...

 

بگشا

 

هرچه پنجره هست

 

بگشا...

 

در آنسوی نگاه

 

دنیایی به انتظار تو

 

  

به خورشید

 

اجازه ی غروب نمی دهد...

 

بشکن !

 

پنجره  را ...

 

رها شو

 

از تمام این زنجیرها..

 

بگذر !

 

از آنچه  تورا

 

در بند خودش میدارد...

 

به یادت بیاور

 

پشت این پنجره ها

 

خدایی

 

انتظار بازگشت تورا دارد....

 

" هم نفس "

 

/ 23 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
off daughter

غم داشتن بخشي از زندگيست ولي غمخوار نداشتن عذاب زندگيست ، غمخوارتم رفيق

off daughter

سکوت سرد فاصله ها تنم را ميلرزاند ، بياد روزهايي که بودنت را نفهميدم

محمد علی

به نام خدائی که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . [گل]

محسن زاده

درود هم نفس تقدیم به تو... هر وقت هوای بی تو بودن سنگین میشود و دلم از فراقت آتش میگیرد آن قدر اشك میریزد و می بارد تا لایه شفافی از عطر تو شعله ها را فرو بنشاند .هر شب بر بام رویاها یم می ایستم تا شاید دست در دست ماه به دیدنم بیایی . هر چه قدر هم كه دور باشی دست فرشتگان را می گیرم و نیلوفرانه آن قدر از ستاره ها بالا می آیم تا به تو برسم تا برای همیشه با تو بمانم ودیداری تازه کنم با معبود خویش ،دور شوم از این رویاهای خسته نیمه روشن، دیگر برایم بس است این فراق بی تو بودن، دیگر برایم بس است اشکهایم نفرینم میکنند ((سید مجتبی))

رها راد

دردهای من جامه نیستند تازتن درآورم جامه و چکامه نیستند تابه رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان برآورم دردهای من همه نگفتنی دردهای من همه نهفتنی ست

hamed(-_-) 98tia

سلام نفس .وبلاگت عالیه فقط مشکی خیلی غمگین ترش کرده .به نظرم .... ولی مطالب جالبی داشت انصافا .