❤❤❤ هم نفس ❤❤❤

پـــرنده هـــا به حـــال مــا غبــطــه خــواهـــند خـــورد روزی کــــه بـــی بـــال پـــرواز کنیــــم

باید بالا بیاورم
همه ی بغض های کالی را که خوردم
و خوابهای مسموم تنهایی ام را
انگشتم را ته گلویم فرو می برم
تا بالا بیاورم
همه ی حرف هایی را که نگفته قورتش دادم
و استخوانش راه تنفسم را بسته
انگشتم را بیشتر فرو می برم
هق هق
عقده هایم بیرون می پرد
اشکم در می آید....

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط هم نفس(سپیده سرمست)| یه یادگاری از تو ()



      طراح قالب هم نفس