❤❤❤ هم نفس ❤❤❤

پـــرنده هـــا به حـــال مــا غبــطــه خــواهـــند خـــورد روزی کــــه بـــی بـــال پـــرواز کنیــــم


میدانم و میدانید دیر یا زود مرا به آغوش فراموشی خواهید سپرد...
گویند خاک مرده سرد است...
اما نفس من سردتر از خاک است...
گرمیه نفس هایم کو؟؟؟
تپش های قلبم کو؟؟؟
هر چند ثانیه ای فرمان ایست می دهد و با نفس سرد و بلند که به سختی می کشم به حرکتش ادامه می دهد...
دستانم سرد است و چشمانم بی فروغ...
آیا امید در من مرده است؟؟؟
آیا هنوز هم لبانم در اوج نا امیدی به سخن می آیند؟؟؟
می گویند روزگار بهتری از راه می رسد؟؟؟
می گویند هم نفسی خواهد آمد؟؟؟
دیگر هیچ به زبان نمی آورد...
در سکوت چشمانم...
لبانم...
تنها هیس شنیده می شود...
هیس...

نوشته شده در دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط هم نفس| یه یادگاری از تو ()



      طراح قالب هم نفس