❤❤❤ هم نفس ❤❤❤

پـــرنده هـــا به حـــال مــا غبــطــه خــواهـــند خـــورد روزی کــــه بـــی بـــال پـــرواز کنیــــم


در زندگی پیشامدهایی است که سخت می پذیرمشان...
اندیشه هایی است که بارها و بارها باز می گردند و ذهنمان را می آزارند...

از خود بپرسیم:
آیا می توانم آن را دگرگونه سازم؟؟؟
اگر می توانیم باید به آن همت گماریم
اگر هر آنچه در توان داشتیم به کار گرفتیم
و در دل پذیرفتیم که دیگر کاری از ما ساخته نیست
رهایش کنیم تا بیشتر از این آزار نبینیم...
آن زمان که از تمامی اگرها و چراها آزاد گشتیم
درسی بس گرانقدر آموخته ایم...
دریافته ایم که گرچه تجربه ای پر رنج را پشت سر گذارده ایم
اما از کوران راه پخته سر برآورده ایم
ودر نهایت شاید آموختن اینکه...
رها کنیم آنچه نگرانمان می سازد
حتی اگر آنچه رها کرده ایم
در نهایت ارزشمند شود...

نوشته شده در جمعه ۱٢ تیر ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط هم نفس| یه یادگاری از تو ()



      طراح قالب هم نفس