❤❤❤ هم نفس ❤❤❤

پـــرنده هـــا به حـــال مــا غبــطــه خــواهـــند خـــورد روزی کــــه بـــی بـــال پـــرواز کنیــــم

 

باورم نیست که رفتی...

چشمهایم را می بندم و قد وبالای رعنای تورا نظاره می کنم...

بوی پیراهنت نمازم را عطر اگین می کند...

 یادت هست...

تو بودی و من بودم و یک دنیا خاطره...

چگونه می توان عطر تو را از یاد برد...

تو هستی... همیشه و در همه جا...

 بوسه ات در خواب بر جانم نشست...

همیشه من تورا می بوسیدم اما آن شب...

 تو بر من لطف کردی...

به کجا باید رفت بعد از آن خاطره ها که همه هستی ما ازآنهاست...

به هرآنجا که نظر اندازیم همه جا چهره ی توست...

همه جا خاطره داریم با تو...

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط هم نفس(سپیده سرمست)| یه یادگاری از تو ()



      طراح قالب هم نفس