❤❤❤ هم نفس ❤❤❤

پـــرنده هـــا به حـــال مــا غبــطــه خــواهـــند خـــورد روزی کــــه بـــی بـــال پـــرواز کنیــــم

زندگی بار غریبی است
گاه آدمی را بر بالهای رنگارنگ خود سوار می کند
و او را بر اوج بودن می رساند
و بر روی ابری سفید سوار می کند و
او را به اوج هستی می رساند...
ولی ناگهان......
آن هنگام که آدمی فکر می کند در اوج هستی قرار گرفته است
آدمی را رها می سازد
و او را از اوج قله ی کوه بر پایین می افکند
آنچنان که دیگر نتواند از جای برخیزد....


 دیگه خسته شدم!!!!
خدای من
     مهربانم...
به کدامین گناه نابخشودنی باید این چنین ویران شویم؟؟؟؟

نوشته شده در چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط هم نفس(سپیده سرمست)| یه یادگاری از تو ()



      طراح قالب هم نفس