از غوغای زندگی تا سکوت مرگ برای تو نفس میکشم
نفسم که بیرون بیاید صدایش را خواهی شنید که می گوید : دوستت دارم تا ابد
از غوغای زندگی تا سکوت مرگ برای تو نفس میکشم
خانه | آرشیو | ایمیل

سام و نفس

درباره : کاش می دانستی چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست... ایمان دارم که بی تو نفسی نیست کنارم بمان تا آخرش........ ممنون از دوستانی که به این وبلاگ سر میزنید... بچه ها من نفس هستم, همسرمم سام , این و گفتم تا بدونید سلیقه ی این وبلاگ کاملا دخترونه ست!!!! اما دو نفره ست و نکته ی دیگه اینکه من به کسی نمیگم لینکم کنه , هرکی که دوست داشت و از وبلاگم خوشش اومدممنون میشم لینکم کنه , هرکسی هم که ازم بخواد لینک بشه توی وبلاگم لینکش میکنم!!! با تشکر : هم نفس
پروفایل مدیر :سام و نفس

امکانات و ابزارها



Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

نوشته های پیشین
لینکدونی
موضوعات وبلاگ
 
امکانات جانبی
اخبار
پشتیبانی

قالب این وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاین طراحی شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
دوست دارم

دوستت دارم، همین!
اعترافی بیش از این؟
رد پایم را در این مفهوم بی همتا ببین
دوستت دارم !


 چگونه غرق چشمانت شوم؟
غرق در خورشید پر احساس تابانت شوم؟
دوستت دارم!
گناهم عاشقی در کوی توست
من که احساسم همه آواره ابروی توست
عشق بازی های من با خنده هایت دیدنی است
ناز آهنگ نگاهت، میوه های چیدنی است
من به گاه بارش عشق خدایی دیدمت
در پی نمناکی باران دل بوییدمت
دوستت دارم!


مرا تا آسمانها می بری
آسمانها هم حقیرند، در جهانها می بری
یادی از لبخند تو کافی است از بهر دلم
نقش یک تندیس می گردد از این آب و گلم
من خیالت را چو برگ گل نوازش می کنم
من وصالت را هزاران بار ، خواهش می کنم
دوستت دارم!

مرا سیراب کن سیراب کن
این کویر تشنه را یکباره غرق آب کن
من تو را با رویش گلها فراوان دیده ام
من تو را در نغمه شیرین باران دیده ام
دوستت دارم، کمی دریاب این دلخسته را
این من مست و خراب، این ساغر بشکسته را
دوستت دارم، همین!
اعترافی بیش از این؟
رد پایم را در این مفهوم بی همتا ببین!


[ تگ ها : ]
+
دارم دق میکنم از لحظه های نبودنت

هرروز که میگذره عاشق تر میشم و

دلم رنجورتر میشه

از دوریت.........

 

وقتی که نیستی

دنبال یه بهونه ام

بهونه واسه قلبم

همین که

 ناآروم و

بهونه گیر شده..............

اونوقت میگی:

چرا اینجور گریه میکنی؟؟؟

جوری که قلبت و به درد میاره؟؟؟

چی بگم؟؟؟

از روز و شبام بگم؟؟؟

از وقتایی بگم که  نیستی و

زمان به ریشخند من میشینه؟؟؟

کاش بفهمی

نبودنت

 چه زخمی ست  بر زخم های کهنه ام.....

 

 


[ تگ ها : ]
+
سیر نمیشم

تو  با من چه میکنی

که غذای هر روزه ام

عشق ورزیدن به توست  .................   ؟؟؟

 

 


[ تگ ها : ]
+
بی نظیری

مثل همیشه

با رفتنت

بیتاب نگاهتم..........................

 

نفسم والنتاین مبارک

گرچه این روز برای من و تو مهم نیست

چون هر روزمون

 روز عشق و عشق بازی ست....

این روز

بهانه ای

برای عاشقی

نه برای ما

که به بهونه نیازی نداریم

تو امروز و یادت نبود

ولی

دلت

مثل همیشه

خواست با من باشی....

دیروز فوق العاده بود همسرم

واقعا بهم خوش گذشت

موتور سواری

پارک بازی

مرکز خرید

و و و و...............

به حدی سردمون شده بود که میلرزیدیم

حتی سرما  هم  گرم و دلپذیر بود!!!

به اجبار موتور و گذاشتیم پارکینگ قلهک و

با مترو برگشتیم....

دیر شده بود

پیاده شدیم

 تا خود خونه دویدیم

واااااااااااای

بابا خونه بود

ولی هیچی بهمون نگفت!

 

با تو بودن

فقط با تو بودن

سراسر لذت و شیفتگی ست................

واسه تشکر

اینقدر محکم بوسیدمت که

 فکر کنم  مچاله شدی

ولی آااای چسبید

عاشق اینجور بوسیدنم

جوری که قشنگ احساست کنم

ممنونتم همسر نازم

تو بهترینی

تازه دیدمت

ولی باور کن دست خودم نیست

دلتنگ لحظه هایی ام

که نیستی.........


[ تگ ها : ]
+
مرا ببخش

این روزها که میگذرد

دردی شدم افزون بر دردهایت....

 


[ تگ ها : ]
+
روز عشاق مبارک...

دلم گرفته....

واسه کسی مهم نیست

مگه نه؟؟؟؟

بیخیال

کم کم دارم به این روزا عادت میکنم

به روزای دیوونگی و تنهاییم

به روزای بی هدفیم...

بدترین روزای زندگیم و دارم میگذرونم

هیشکی نمیتونه بفهمه....

بلاتکلیف و تنها توی خونه

توام که همیشه ی خدا  نیستی

توام درگیر روزگار شدی

بهت حرف بزنم

میگی همش بخاطر منه....

دیگه جرات حرف زدنم ندارم

دلم واسه اون روزا تنگ شده

یادت میاد؟؟؟

بگذریم....

نمیدونم فردا والنتاین یا پس فردا

در هر صورت مبارک باشه....

تو که از بس سرت شلوغه

فکر نکنم این روز یادت مونده باشه!!!!

دلتنگم

میفهمی؟؟؟

افسرده شدم

نمی بینی؟؟؟

حواست بهم نیست!!!!!

   

 

بچه ها  این عکس ها تقدیم به شما...

 

 

 

 

 

 

 

 


[ تگ ها : ]
+
من از آینده نمیترسم.... چون پشتم اول به خدا بعد به تو گرمه....

من از همون نگاه اول

به تو ایمان آوردم.....

نگاهت اعجاز میکرد

نگاهت  یک  نگاه نبود

عجیب و ماورایی بود....

همسرم؟؟؟

من به توانایی تو

از همون  لحظه ای که

خواستمت

باور داشتم....

تو

به هرچی که  بخوای میرسی

اولیش خواستن من بود!!!!


[ تگ ها : ]
+
تو راست راستی

یه چی بگم؟؟؟

کلی خندیدم....

فکر کن تو دروغ باشی و زاییده ی فکر و خیال من

میدونم خیلی از کسانی که این وبلاگ و میخونن نوشته هام و باور ندارن

مگه چیز شاخ داری مینویسم؟؟؟؟

فکر کن تو یه خواب باشی

یه رویای بی انتها.....

وای اونوقت  یه دیوونه ی واقعی تقدیم دنیا میکردم

دیوونه ای بنام هم نفس!!!!!

گرچه الانم تفاوت چندانی

با یه دیوونه ندارم

دیوونتم دیوونه......

 

خوشحالم که هستی

اونقدر نزدیک

که هر ثانیه

حضورت و حس میکنم

امروز میای پیشم

مثل هر هفته

2شنبه ها و جمعه ها

ای داد بی داد

چه میشه کرد....

باید تا عروسیمون این وضع و تحمل کنیم دیگه

ولی تو یه وقتایی زیرآبی میزنی و وسط روز بهم سر میزنی

اونم بی خبر...

عاشق اینم که مهمون سرزدمون تو باشی

دوست دارم دیوونه ی دوست داشتنی من

راستی...

بابایی الان بهم زنگ زد ( پدر تو )

گفت بی معرفت دلم برات تنگ شده بود گفتم یه زنگی بهت بزنم

تو که یادی از ما نمیکنی....

آره بخدا راست میگه

من همه ی دنیا رو فراموش کردم و عین سیریش

چسبیدم به تو...

حسابی شرمنده شدم

خوشحالم که همتون دوسم دارید

این یعنی : یه دنیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 


[ تگ ها : ]
+
ممنونتم مهربونم

اجازه هست؟؟؟

اجازه هست یه کم از مهربونیات بگم؟؟؟

میخوام بگم

دیروز

از پیشم رفتی

بعد سرکارت رفتی قم

چون بیکارم بیشتر وقت ها

یا خوابم یا پای نت یجوری سرم و گرم میکنم

غروب بود...

فکر کردم عینکم از کثیفی تار شده

درش آوردم

شکه شدم

هیچ جایی و نمی دیدم

همه جا یه دست مه گرفته بود

هرچی تلاش کردم دیدم بی فایده ست

عینکم تمیز بود

شماره ی چشمای من باز بالا رفته...

برای فرار از ندیدن

رفتم توی تاریکی اتاقم

دلم میخواست تو کنارم باشی

مدام بهت پیام دادم

اجازه نمی دادم یه لحظه هم گوشی و بزاری کنار

اینقد بهونه گرفتم که خودم از خودم بدم اومد

ولی

بخاطر چشمام ناراحت بودم

نصف شب بود

قضیه چشمام و بهت گفتم

فکر نمیکردم اینقد ناراحت بشی

ببخشید....

دلم نمیخواد با ناراحتیم ناراحتت کنم

اما دوست داشتم بدونی چند ساعت خودم و توی

تاریکی حبس کردم

زنگ زدم از رفتارم عذر خواهی کنم

بخاطر نا مهربونیم

یه نصف روزم میری پیش خانوادت دنیا رو رو سرت

خراب میکنم...

صدات و شنیدم

همسرم داشت گریه میکرد

بخاطر چشمای لعنتی من

بخاطر چشمای بی ارزش من

اشک منم که همیشه دنبال بهونه ست

با شنیدن اشکای تو راه افتادن...

تو همش به خودت بد و بیراه میگفتی

نمیدونم چرا خودتو مقصر میدونستی؟؟؟

تمام شب من آزارت دادم

اما تو هیچ کدوم از بدی های منو نمیبینی و

فقط همه جا به خودت بد میگی....

قرار شد منو ببری دکتر

اما من نمیخوام فعلا برم دکتر

میخوام یهو برم عمل کنم

خسته شدم از هرچی عینک و شیشه

خسته شدم از لنز

خسته شدم از بس همه جارو تار و کدر دیدم

من تنها ناراحتیم اینه که

دیگه نتونم چشمای همسرم و ببینم...

امروز بعد از ظهر

طبق معمول خواب بودم

توی خواب داشتی خطبه ی طلاق و میخوندی که با

ویبره گوشیم از خواب پریدم

(این روزای بیکاری فقط دارم خوابای مزخرف میبینم)

گفتی دم دری

واااای

چقد از گفتن این جمله شاد شدم

اومده بودی منو ببینی...

در و باز کردم

الهی بمیرم

برام یه عالمه هویج گرفته بودی و با دل و جیگر

آخه من عاشق دل و جیگر و آب هویجم

ولی تو مثل همیشه

بخاطر سلامتیم این چیزارو آوردی

واسه کم خونی و ضعف چشمام

دیدن تو

دوای همه ی دردام بود

نیم ساعته که از پیشم رفتی

شارژ شارژم

کاش

کاش زود زود بریم خونمون

ولی گفته باشماااااا

بدجوری لوسم کردی

اگه من واست زن خوبی شدم اسمم و عوض میکنم

آخه پسر خوب

اینقد باهام مهربون نباش

ن ه ه ه ه

ولی میخوام

همه ی این مهربونی و میخوام

وقتی با اون نگاه همیشه

نگاهم میکنی

زنده میشم...

وقتی نیستی

همه ی دنیا برام تیره و تار...

وقتی نیستی

کوه غصه توی دلم تلمبار میشه

بخدا شدی همه ی زندگیم

تنها دلخوشیم به این دنیای پر از دروغ...

همیشه باهام راست باش

راست راست

من از دروغ بیزارم

خیلی میخوامت همسل نازم

میدونی که

اینارو واسه بچه های نازمون می نویسم

میخوام

عشق و مهربونی و

از باباشون یاد بگیرن....

یاد بگیرن که مثل مامانشون بداخلاقی نکنن

میخوام بزرگی و از تو یاد بگیرن

اگه توی این دنیا

یه پسر مثل تو تربیت کنم

بهشت و واسه خودم خریدم

آرزومه به اون درجه برسم

درجه ی مادر شدن

اگه اون روزارو ندیدم

اگه عمرم به دنیا نبود

اینجا میشه یه خاطره

یه خاطره از من

که تک تک واژه هاشو

به عشق تو مینویسم

به عشق کسی که

بهم عمر دوباره داد

بهم زندگی داد

بهم همه چی داد...

دوست دارم

     دوست دارم

            دوست دارم.........


[ تگ ها : ]
+
نگاهم میکنی ... نگاهت میکنم

دیشب...

روی کاناپه

کنارهم

درست مقابل تلویزیون

چشمم به جلو بود

به تماشای تلویزیون

اما

نگاه و تمام حواسم

به تو بود....

نگاهم میکردی

همون نگاه

همون نگاه آشنا

سایه ی نگاهت...

حرارت عشقی

که

توی نگاهت بود,

همه ی

دلم را

سوزاند...

سوختم

سوزشی لذت زا

تو

میدونی

من عاشق

سوختنم....

برگشتم

گفتم :

فیلم و تماشا کن

به من

اشاره کردی و

با لبخند دلنشین همیشگی

گفتی :

دارم تماشاش میکنم....

ازین همه نگاه

سیر نمیشوی؟؟؟

به آغوشم بگیر

نفس بکش

بو میکشی منو

هرباره

و من

مات و مبهوت

نظاره گر عشق بی حد و حصر توام...

و ستایشگر

این عشق پاک!!!!


[ تگ ها : ]
+
این شعر تقدیم تو

دوستت دارم را باز با تو خواهم گفت

هر زمان که تو بخواهی

به هر زبان که تو بخواهی

هر چند که عشق ناگفتنی ست...

و خود ناگفته خوشایند تر

شاید در نگاهی خود نمایی کند

یا در قطره اشکی جلوه گر گردد

و یا به لباس آهی جگر سوز در آید

نمیدانم...

واژگان و اصوات قاصرند

چرا که عشق را زبانی دیگر باید

و نموداری دیگر شاید...

لیک زیبنده تر آنکه بر قامت واژگان

مخملی از عشق بپوشانم

و شایسته آنکه زبان را محروم نسازم

از این موهبت بی دلیل

و باز هم بگویم

دوستت دارم را....


[ تگ ها : ]
+
دلتنگی

دلم تنگ شده بود

گفتم بیام اینجا یه کوچولو با هم نفسم حرف بزنم

همسرم؟؟؟

تاج سرم؟؟؟

همین امروز صبح پیشم بودیاااا

اما میدونی؟؟؟

بازم این دل بهونتو می گیره....

میدونی که

حتی وقتی  پیشمی

بازم دلم برات تنگ میشه....

آخه همسرم ماه و مهربون

وقتی پیشمی

صدای قلبت

دلنواز ترین آهنگ و برام مینوازه...

همیشه

عاشق صدای تالاپ و تولوپ قلب عشقم بودم

دوست داشتم با این صدا به خواب برم

با این صدا از خواب بیدارشم...

خدارو شکر

صدای قلب همسرم

اینقد بلند و محکم میزنه

که همه ی وجودم و به لرزه میندازه

به گمانم این صدا

دیگه نزاره من بخوابم

فکر کنم

خواب و از چشمام بگیره....

چقد دلم برات تنگ شده

خدا تورو

همه ی وجودم و

برای من حفظ کنه...

وقتی از تو مینویسم

لبخند به لبام میاد

همون چیزی که

تو

همیشه ازم میخوای....

دوست دارم


[ تگ ها : ]
+
امروز

امروز عالی بود نفسم

همه ی لحظات با تو بودن

 فوق العاده و روحانی....

ممنونتم

بخاطر همه ی مهربونیات

امروز واقعا بهم خوش گذشت

دوست دارم


[ تگ ها : ]
+
 
میخوامت

به صبح سپید خوشبختی،
به لحظه ناب ابدیت،
که تو را احساس خواهم کرد در اعماق وجود خویش،
شعر هایم تکرار لحظه های با تو بودن است،

 


تکرار لحظه های بکر و معصومانه تبسم،
آری می خواهم در تو گم شوم،
می خواهم با چشمان تو ببینم،
و با قلب تو زیبایی ها را حس کنم،


می خواهم با تو خوشبخت شوم،
خوشبخت و مغرور،
من در پناه عشق تو سر به آسمان می سایم،
پس بگذار بگویم،



"دوستت دارم"


[ تگ ها : ]
+

قالب این وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاین طراحی شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!

ساخت كد صوتی آنلاین

ساخت كد آهنگ